نوشتن درباره اثری مثل فیلم حضرت محمد (ص) مجید مجیدی، تا این حد حساس و عظیم کار آسانی نیست و فرصت و فراغ خاص خودش را می طلبد. اما آنچه مرا واداشت این یادداشت کوتاه را بنویسم نیاز مبرمی بود که برای به قید نگارش درآوردن شاه بیت فیلم محمد رسول الله (ص) مجید مجیدی احساس می کردم.

امشب توفیق تماشای فیلم حاصل شد. فیلم پیش رفت و گذشت تا رسیدیم به سکانس ورود قافله ابوطالب به روستای ساحل نشینان گرسنه. تا آنجا که حافظه ام یاری می کند چنین معجزه ای را به طور اخص درباره کودکی پیامبر(ص) جایی نخوانده و ندیده ام هر چند که بارها در خصوص کودکی پیامبر(ص) صحبت از برکت وجود ایشان و نزول رحمت خداوند بر کسانی که با ایشان بوده اند رفته است.
ایستادن بر صخره ای بلند بر لب دریا و رهاندن قربانیان خرافه و هجوم موجهای کوه پیکر و بارش ماهیان زنده بر ساحل دستان گرسنه قومی نادار و نادان. آن هم وقتی که ساموئل نیمه جان نظاره گر ماجراست. هر اهل فنی که فیلم را دیده باشد بی درنگ موجهای عظیم فیلم ده فرمان را به یاد می آورد و موسی(ع) را که بر فراز بلندی به معجزه الهی قومش را از دریا می گذراند. به عبارتی این موجها تلمیح وار به معجزه عظیم حضرت موسی(ع) اشاره می کنند که باعث نجات قوم بنی اسرائیل از چنگال فرعون شد. از سوی دیگر پرتاب شدن ماهیان درشت و زنده به ساحل آن چنان که گرسنگان ساحل نشین سبد سبد به جمع آوردنشان می شتابند هم تلمیح بصری دیگری است به معجزه حضرت عیسی(ع) وقتی که پنج هزار نفر در پی اش روان می شوند و ایشان فقط با دو ماهی و پنج نان همه را سیر می کنند آن چنان که سبد سبد از اضافه غذا با خود می برند. در فیلمهای بسیاری که به زندگی حضرت مسیح (ع) پرداخته اند این معجزه نیز به نمایش در آمده است. به بیان دیگر این سکانس که گویی از برآیند تلمیح وار معجزات دو نبی پیش از نبی اکرم (ص) شکل گرفته است اشاره به جامعیت و خاتمیت پیامبراسلام دارد، پیامبری که هم دریا به فرمانش است چون موسی(ع) و هم چنان مبارک و برکت بخش چون عیسی(ع) که ماهیان به ساحل نشسته اش گرسنگان بسیار را به غایت سیر خواهند کرد.
با این حال از هنر مجیدی است که دریای این سکانس تفاوتی اصلی با دریای ده فرمان یافته است. وقتی در آغاز این سکانس پس از راهپیمایی طولانی در بیابان شتر پیامبر (ص) به کنار دریا می رسد تلالو این آب و درنگ پیامبر(ص) بر لب آن گویی نشان از رباطه ای خاص دارد. این رابطه خاص هنگامی که پیامبر(ص) پس از باز کردن بند از دست و پای زن جوان و دو فرزند خردسالش و شکسته شدن بت رو به دریای خروشان می ایستد دوباره مورد تاکید قرار می گیرد: گویا دریا با پیامبر نوجوان تعاملی شگرف و عظیم دارد و با یکدیگر در ارتباطی متقابلند که از این حیث با حالت مطیعانه مطلق دریای ده فرمان بسیار تفاوت دارد. موج ها به ساحل می کوبند تا آنان که قصد حمله به پیامبر (ص) را دارند بگریزند و باز پس از اندکی به ساحل ماهی می بارند. اینجا دریا استعاره ای از قرآن به عنوان معجزه خاتمیت پیامبر است. منکران او و پیامبر(ص) از مقابله با آن عاجزند و چاره ای جز به سوراخ تاریک خود خزیدن ندارند اما در عین حال بحر گوهر بار بی منتهایی است که مایه برکت و نجات و حیات انسان هاست.
ایجاز هنرمندانه و به کارگیری درست عناصر متنی و بینامتنی در این سکانس باعث شده که یکی از اصلی ترین مباحث مربوط به دیانت اسلام که همان خاتمیت رسول مکرم (ص) و اعجاز قرآن است به هنرمندانه ترین شکل ممکن و شاعرانه ترین وجه و با اثرگذاری بسیار عمیق بر مخاطب بیان گردد و شاه بیتی شود بر غزل بلند محمد رسول الله مجید مجیدی. باشد که این شاه بیت مطلع غزل های سینمایی معنویت گرایی باشند که دیگر به ناکارآمدی خطابه سرایی های تصویری پر برده اند و ابزار موثری برای بیان درونمایه های پیچیده معنوی جستجو می کنند./فاطمه حسینی، بخش فرهنگ و هنر الف

کانال تلگرام پایگاه خبری عصر تبریز سامانه پیامکی عصر تبریز

اشتراک این خبر در :