چه مظلومانه رفتی، نه تو ماندی که برای مادر اشک بریزی و نه مادری که برایت زاری کند.

resized_497459_251

عصر تبریز/سیدناصربدیسار: آیلان عزیز نمی دانیم از کجا شروع کنیم و از چه بنویسیم، زبانمان بند آمده و توانی برای گفتن نمانده است.

دیدن تصاویر معصومانه ات، حالت مظلومانه ات و مرگ غریبانه ات، آتش بزرگی در درونمان شعله ور ساخته است.

آیلان نمیدانیم لحظه های جان سپردنت چگونه گذشت اما خوب می دانیم وجدان ها مرده اند و دیگر اخلاق در نزد آدم های بسیاری معنی و مفهومی ندارد.

همان هایی که ادعای حقوق بشر دارند چه ناجوانمردانه مقدمات مرگت را فراهم آوردند.

آیلان جان! وقتی عکس تو را دیدیم، ناخودآگاه به یاد دیکلمه ی فیلم آنشرلی افتادیم که می گفت:” آنه تکرار غریبانه روزهایت چگونه گذشت”، حالا عزیزکمان نمی دانیم تکرار غریبانه ی روزهای تو چگونه گذشت اما می دانیم به جای لالایی مادر، صدای مهیب امواج دریا نوازشگر یا نه بهتر بگوییم،گوشت را خراشید.

دلمان گرفته، دلمان گرفته از دست آدم هایی که کشتن و مرگ هم نوعشان برایشان لذت بخش است. اما خدای تو هم بزرگ است.

آیلان ما امروز مرگ انسانیت را به وضوح دیدیم و فریاد کمک کمکش را برای نجات ازمرگ در میان امواج دریا شنیدیم.

بمیریم برای آرزوهایی که که داشتی و همه را به دریا سپردی.

می دانیم حتی دل دریا هم گرفت و تو دل دریا را هم سوزاندی، ما که دیگر جای خود داریم.

چه مظلومانه رفتی، نه تو ماندی که برای مادر اشک بریزی و نه مادری که برایت زاری کند.

چه دنیایی شده است.

ای کاش روزی می رسید که واژه ی ای کاش کاربردی نداشت و هیچ کس ای کاش نمی گفت.

ولی باز هم می گوییم خدای تو هم بزرگ است، بزرگ تر از همه ابر قدرت ها، همه آنان که خودشان را بزرگ پنداشته اند و قدرت مطلق را به فراموشی سپرده اند.

کانال تلگرام پایگاه خبری عصر تبریز سامانه پیامکی عصر تبریز

اشتراک این خبر در :