۴۶۸۱۹۲

عصر تبریز: اگر به سخنرانی های روئسای جمهور ایران و آمریکا، روحانی و اوباما پس از اعلان نتیجه مذاکرات وین گوش فرا نهید می بینید هر دو از پیروزی هایشان در مذاکرات صحبت کردند و مدعی شدند که پیروز از مذاکرات خارج شده اند. آیا واقعا اینگونه است؟

برای رسیدن به نتیجه که نشان دهد آیا هر دو طرف برد داشته اند یا کدام یک برد بیشتر داشت و کدام یک کمتر باید به ابتدای ماجرا برگردیم نه ابتدای بحث هسته ای بلکه ابتدای اختلافات ایران و ایالات متحده. چرا که همه می دانند بحث هسته ای بهانه ای بیش نبوده و ایالات متحده از این بهانه برای فشار به ایران استفاده می کرد.

تلنگر اختلافات ها میان ایرانی ها و دولت های ایالات متحده به سالها قبل از انقلاب اسلامی ایران بر می گردد زمانی که آمریکایی ها نقشه توطئه سرنگونی دولت مصدق را پیاده کردند و با دخالت در امور داخلی ایران فردی که در آن زمان یک قهرمان ملی به حساب می آمد را کنار زدند.

پس از انقلاب اسلامی در ایران اولین واهمه ای که وجود داشت توطئه مجدد ایالات متحده و همپیمانانش بر علیه نظام نوپای ایران بود که منجر به حمله و اشغال سفارت ایالات متحده و قطع روابط دو کشور گشت اما علیرغم توافق الجزایر و تعهد ایالات متحده بر خودداری از تلاش برای سرنگونی نظام ولی تلاش های ایالات متحده با حمایت از دشمنان جمهوری اسلامی ایران علی الخصوص صدام حسین ادامه یافت. نمی خواهم خیلی وارد ریز مسایل و اختلافات فیما بین دو کشور در طی ۳۶ سال گذشته شوم اما با نگاهی به این اختلافات می توان گفت که زمان تاثیر زیادی بر فضای بی اطمینانی میان دو کشور گذاشته. به همین دلیل هم هر دو رئیس جمهوری یعنی آقای روحانی و آقای اوباما در صحبت های خود تاکید کردند که مبنای توافق اطمینان متقابل نبوده بلکه یک قرارداد رسمی که هر دو طرف ملزم خواهند بود به آن پایبند باشند است.

قبل از شروع مذاکرات ایالات متحده و شرکایش رسما اعلام کرده بودند که خواهان اطمینان یافتن از صلح آمیز بودن برنامه هسته ای ایران هستند و ایران هم اصرار داشت که خواهان به رسمیت شناختن حق و حقوقش بر اساس قوانین بین المللی می باشد و طی مذاکرات اخیر خواهان رفع کامل تحریم ها است. خوب با این توافق کم و بیش هر دو طرف به خواسته خود رسیده اند. پس می توانیم بگوییم نتیجه برد-برد برای طرفین به دست آمده.

اما نکات ریز دیگری است که شیرینی نتیجه برد-برد را برای طرفین بیشتر کرده.

بدیهی است همانگونه که ایالات متحده از بهانه مساله هسته ای به عنوان ابزار فشار بر علیه ایران استفاده کرده جمهوری اسلامی هم از این حربه به عنوان سلاحی برای رویارویی با غرب استفاده کرده. و شاید اینجا است که تاثیر وجود رهبری در نظام جمهوری اسلامی نمایانتر می گردد. بر کسی پوشیده نیست که ماجرای پرونده هسته ای ایران با حساسیت و زیرکی سیاسی زیر نظر آیت الله خامنه ای توانست به این نتیجه برسد و از زمانی که این ماجرا زمان آقای هاشمی رفسنجانی شروع شد و در دوران آقایان خاتمی و احمدی نژاد و روحانی ادامه یافت الیت سیاسی ایران با هدایت راس هرم قدرت ماجرا را بگونه ای پیش بردند که امروزه شاهد نتایج آن هستیم.

۱ — با این توافق در واقع ایالات متحده و غرب بصورت غیر مستقیم از تلاش خود برای سرنگونی نظام جمهوری اسلامی دست برداشته اند و یک توافق بلند مدت بر مبنای ادامه وجود همین نظام را به امضا رسانده اند.

۲ — ایران با این توافقنامه وارد باشگاه هسته ای اما در واقع وارد باشگاه بزرگان بین المللی از دروازه های اصلی شده چرا که هر دانشجوی رشته علوم سیاسی و روابط بین الملل می تواند به شما بگوید که وقتی دو کشور در مقابل یکدیگر پای میز مذاکره می نشیند که یا طرف مقابل را به عنوان همتا پذیرفته باشد یا اینکه کشوری فاتح در مقابل کشوری شکست خورده نشسته باشد و خواسته های خود را تحمیل کند که در این ماجرا شاهد شرایط اول بودیم وحال چه برسد که شش کشور که قدرتمند ترین کشورهای جهان به حساب می آیند در مقابل ایران نشسته باشند و ایران به خواسته های خود برسد.

۳ — ایران در ابتدای مذاکرات (۱۳ سال پیش) به داشتن ۱۹۰ سانتریفیوژ نسل اول و پذیرش حق غنی سازی اش راضی بود در حالی که امروزه بیش از شش هزار سانتریفیوژ که بسیاری از نسل های ۲ و ۶ و ۸ هستند در ایران خواهند چرخید. در ضمن ایران هیچ گونه دست آوردی را از دست نخواهد داد.

۴ — برای ایرانی ها مهم رسیدن به فناوری های مختلف هسته ای و علمی در زمینه فناوری های عالی بود و هست که توانستند هم به آن برسند و هم آن را بومی کنند و به همین دلیل ایالات متحده پذیرفت که تن به امضای توافق هسته ای بدهد. چون دیگر کار از کار گذشته بود و راه برگشتی وجود نداشت یا باید وارد یک جنگ تمام عیار با ایران می شدند و یا اینکه با یک توافق نامه سیاسی با ایران کنار می آمدند که راه دوم را انتخاب کردند.چرا که حتی با جنگ هم نمی تواند فناوری را از دست ملتی خارج کند.

۵ — نباید از گفته های آقای پوتین در مورد همکاری های آتی ایران برای نابودی تروریسم و طرح وی برای تشکیل یک ائتلاف جدید برای مبارزه با داعش و تروریسم به راحتی گذشت. به هر حال روس ها کاملا در جریان ماجراهای پشت پرده مذاکرات بودند و هستند و همین صحبت های آقای پوتین نشان می دهد که یک سری برنامه های جدید برای حل و فصل مشکلات خاورمیانه و تروریسم جهانی در حال شکل گیری است که حلقه وصل آن ایران می باشد و حل مساله هسته ای قدم اول برای حل این بحران بین المللی می باشد که اگر بزودی به آن رسیدگی نشود قطعا تاثیرات آن کل جهان را به خطر خواهد انداخت.

۶ — در مورد مساله سوریه  ایالات متحده و کشورهای غربی از یکسو و روسیه و چین و ایران از سوی دیگر به این نتیجه رسیده اند که این بحران را باید از طریق مذاکرات سیاسی حل و فصل کرد و راه حل نظامی برای این بحران وجود ندارد و قطعا تعامل ایران و روسیه و چین با ایالات متحده و فرانسه و انگلیس و آلمان با حل پرونده هسته ای ایران شروع می شود اما در سوریه خاتمه نمی یابد. در مورد مسایل دیگر خاور میانه مثل عراق و یمن و حتی لبنان و بحرین و لیبی امروزه شرایط فراهم تر خواهد بود تا راهکاری برای حل این بحران ها اندیشیده شود و قطعا یاران سرکش ایالات متحده در منطقه هم مجبور خواهند بود دست از سرکشی های خود بردارند و برای حل این بحران ها همکاری کنند.

۷ — ایالات متحده به این نتیجه رسیده بود که ادامه روند تحریم ها امکان پذیر نمی باشد و بزودی این تحریم ها فرو خواهد پاشید به همین دلیل ترجیح داد تحریم ها و خصومت را با توافق سیاسی جایگزین کند..و خوب برد این کشور هم در همین مساله بود.

۸ — ایران از بدو برنامه هسته ای خود به دنبال ساختن بمب هسته ای نبود اما با دسترسی به فناوری های مختلف هسته ای توانسته فضایی از بازدارندگی امنیتی برای خود به وجود آورد و خیلی تحلیل گران اعتقاد دارند حتی در برخی شرایط خود ایران به شایعات اینکه ایران در صدد ساختن تسلیحات هسته ای است دامن زده تا دشمنانش را به واهمه و بازدارندگی از تعرض به ایران وادارد.

۹ — به هر حال دو طرف در صدد خواهند بود که از این توافق به عنوان اهرمی برای راستی آزمایی طرف مقابل استفاده کنند و قطعا اینجا در صورت دبه در آوردن یک طرف در هر موردی امکان بهم زدن کل توافق وجود خواهد داشت. به همین دلیل شاهد آن هستیم که هر دو رئیس جمهوری یعنی رئیس جمهوری ایران و ایالات متحده هر دو تاکید کردند که به این توافق نامه پایبند هستند.

۱۰ — پس از شروع اجرای این توافق هم آقای روحانی و هم آقای اوباما با اقتدار بیشتر در داخل ظاهر خواهند شد و هر دو می توانند حامل هم تیمی های خود در انتخابات آتی پیش رو چه ریاست جمهوری در آمریکا چه مجلس شورای اسلامی و خبرگان رهبری در ایران باشند. و ملاحظه کردیم که آقای روحانی در اولین نطق خود به این مساله بالید که به یکی از مهم ترین وعهده های انتخاباتی خود عمل کرده کما اینکه آقای اوباما هم به این مساله اشاره کرد که در دورانش مساله ای که ممکن بود به یک جنگ و فاجعه جهانی کشیده شود را بصورت صلح آمیز حل و فصل کرد.

۱۱ — قطعا در دو طرف مخالفین زیادی برای این توافق وجود دارد اما تا وقتی که رهبران دو کشور پشتیبان توافق باشند این توافق عملی خواهد شد.

۱۲ — برخی مخصوصا در ایران ممکن است اعتقاد داشته باشند که به دلیل توافق و یا رفع تحریم ها ممکن است ظرف چند روز آینده و یا حد اکثر چند هفته آینده شرایط اقتصادی ایران دگرگون گردد که قطعا دولت ایران باید فضای ذهنی موجود را مدیریت کند و جامعه را مجاب کند که تاثیر این توافق و رفع تحریم ها ممکن است تا چند سال دیگر نمایان گردد ولی فعلا سایه فشار های بین المللی از سر ایران رفع می گردد.

۱۳ — ایالات متحده به دنبال نشستن و گفت و گو با ایران بود که در نهایت می توان گفت به هدف خود نیز رسید و در این مذاکرات نمیتوان گفت که این دو کشور فقط در مورد مساله هسته ای صحبت و گفتگو کردند بلکه اختلافات دیگر خود را نیز پای مذاکره گذاشتند و بر همان اساس تصمیم سیاسی برای شروع حل اختلافات با قدم اول به نام حل مساله هسته ای شروع کردند.

۱۴ — تنها خطری که امروزه توافق هسته ای را تهدید می کند حمله هماهنگ نشده اسرائیلی ها با همکاری سعودی ها به تاسیسات هسته ای ایران برای شروع یک جنگ و بهم ریختن همه توافقات می باشد که هم آمریکایی ها و هم روسها اخطار های لازم را به اسرائیلی ها و سعودی ها داده اند و حتی در آن صورت موضع ایران محکم تر و قویتر خواهد شد و کل تحریم های تسلیحاتی دفاعی ایران ملغی خواهد شد. گو اینکه در همین توافق قرار بر این شده که مصوبه جدید شورای امنیت بر تحریم تسلیحاتی ایران بصورت غیر الزام آور باشد. یکی دیگر از اتفاقاتی که ممکن است پیش آید قمار آنها در عراق یا سوریه است که این قمار به خودکشی نزدیک تر می باشد.

۱۵ — بر عکس تصوری که برخی در رسانه ها منعکس می کنند مبنی بر اینکه نفت و گاز ایران بزودی بر اثر برداشتن تحریم ها وارد بازار می گردد و بر قیمت انرژی تاثیر منفی می گذارد و کشورهای صادر کننده علی الخصوص روسیه تحت تاثیر قرار خواهند گرفت، باید گفت وقتی داعش می تواند نفت خود را بفروشد می خواهید بگویید ایران نمی تواند بفروشد؟ طی سالهای گذشته ایران با دور زدن تحریم ها نفت خود را در بازار به شکل های مختلف می فروخت ولی پس از توافق این نفت و گاز بصورت رسمی وارد بازار خواهند شد و فقط دست دلال ها قطع خواهد شد ولاغیر. و هیچ کشوری تحت تاثیر ورود نفت و گاز ایران قرار نخواهد گرفت. شاید قیمت ها بصورت روحی روانی مقداری تحت تاثیر قرار گیرد اما در نهایت به ثبات نسبی خواهند رسید. شاید هم چون دیگر دلالان نفت را ارزانتر نمی فروشند حتی قیمت بالاتر هم برود.

۱۶ — برخی تحلیل ها مبنی بر اینکه با این مذاکرات روابط ایران و روسیه و یا ایران و چین تضعیف می گردد کاملا اشتباه است چون نه ایالات متحده فعلا دیدگاه خود را نسبت به ایران تغییر داده و نه ایران دیدگاه خود را نسبت به ایالات متحده اما می توان به جمله ای که آقای جان کری در کتاب اهدایی به ظریف نوشته بود استناد کرد و گفت هر دو فعلا به یکدیگر به عنوان “دشمن قابل احترام” نگاه می کنند. به نظر بنده ما در آینده ممکن هست حتی شاهد تحکیم روابط ایران با روسیه و چین و دیگر کشورهای بریکس و شانگهای باشیم و قطعا ایران تلاش خواهد کرد به این مجموعه ها بپیوندند تا جایگاه جهانی خود را قویتر کند مخصوصا که اصلی ترین چالش برای ورود ایران به این پیمان ها چالش تحریم ها بود که از بین خواهد رفت.

در پایان باید گفت کل مذاکره کنندگان چه از طرف ایران و چه از طرف ۱+۵ تلاش مذبوحانه ای برای رسیدن به این نتیجه انجام دادند اما  آقایان محمد جواد ظریف و جان کری ستاره های این مذاکرات بودند و پیش بینی می کنم این دو امسال کاندیدای جایزه صلح نوبل نیز بشوند ونباید فراموش کرد که مهم تر از همه اینها تصمیم سیاسی ای بود که رهبران این کشورها گرفتند تا این نتیجه برد-برد حاصل گردد.

عماد آبشناس،تحلیلگر مسایل سیاسی

کانال تلگرام پایگاه خبری عصر تبریز سامانه پیامکی عصر تبریز

اشتراک این خبر در :