عصر تبریز:  تارنمای روسی اسپوتنیک  به نقل از عماد آبشناس، تحلیلگر مسائل سیاسی روس نوشت: همه پیش بینی ها احتمال رسیدن ایران و ۱+۵ به توافق طی یک هفته اخیر را بیش از ۹۰ درصد پیش بینی می کرد اما کم کم این برآوردها به ۵۰ درصد رسید. ماجرا چیست؟ چرا وقتی همه می گفتند ۹۵ درصد اختلافات حل شده و چند ساعت به پایان مذاکرات باقی نمانده مذاکرات با حرکت لاک پشتی تمدید می گردد؟

شاید اگر بخواهیم دلایل را در یک جمله خلاصه کنیم باید بگوییم عدم اطمینان فیما بین طرفین ایرانی و آمریکایی دلیل اصلی می باشد. همانگونه که وزیر امور خارجه چین گفت اگر این دو کشور به نتیجه برسند مشکل حل است.

سیاست خارجی دولت ایالات متحده آمریکا امروزه دچار یک دگرگونی شدید می باشد و آقای اوباما احساس می کند که نیاز دارد روند جدیدی را در این سیاست وارد کند. روندی واقع گرا که مبتنی بر مذاکره دیپلماتیک به جای ورود به جنگ های نظامی می باشد. اما ذهنیت قبلی که مبتنی بر سناریوهای هالیوودی می باشد در میان سیاست مداران آمریکایی هنوز ریشه دارد. سیاست مدارانی که برخی از آنها در حالی که از خارج ایالت خود هم اطلاعاتی ندارند می خواهند برای جهان تصمیم بگیرند، و بر تصمیم خود هر چقدر هم که اشتباه باشد اصرار دارند و می خواهند تصمیم خود را به زور بر دیگران تحمیل کنند. در این راستا نمی توان تاثیر رسانه های غربی بر ذهنیت آنها را نادیده گرفت. رسانه هایی که اکثرا وابسته به لابی های اسرائیلی می باشند و شبانه روز بر علیه هرگونه توافق با ایران تبلیغ می کنند.

اوباما پس از ۵۰ سال قطع رابطه با کوبا مجددا این رابطه را احیا کرد و تصمیم دارد به هر قیمتی شده در دوران ریاست جمهوری خود اختلافات ایالات متحده با ایران را حل و فصل کند. وی می داند که راه حل و فصل مناقشات این کشور با ایران از طریق حل و فصل مناقشه هسته ای می گذرد و بی دلیل نیست که وزیر امور خارجه ایالات متحده کار و زندگی خود را وقف مذاکره با وزیر امور خارجه ایران نموده. دو کشوری که همین دو سال پیش دیپلمات های آنها مجبور بودند در مجامع مختلف مسیر خود را تغییر دهند تا مبادا به صورت تصادفی در جایی کنار یکدیگر دیده شوند امروز وزرای امور خارجه شان رکورد طولانی ترین ملاقات ها در میان وزرای امور خارجه کشورهای مختلف را شکسته اند. بدیهی است که گفتگو فیما بین طرفین فقط بر سر مساله هسته ای نمی تواند باشد و ده ها مورد اختلاف میان دو کشور در این گفتگو ها مورد مناقشه قرار می گیرد اما مشکلی که امروزه طرفین با آن مواجه می باشند این است که طرف ایرانی می خواهد اختلافات فیما بین یکی یکی با محوریت مساله هسته ای و رفع تحریم ها حل شود در حالی که طرف آمریکایی می خواهد از تحریم ها به عنوان ابزاری برای حل مناقشات آتی استفاده کند.

علیرغم اینکه طرف آمریکایی می داند که طرف ایرانی بدون رفع کامل تحریم ها به هیچ وجه آمادگی ندارد هیچ توافقی را به امضاء برساند ولی تلاش می کند به ترفند های مختلف برخی تحریم های کلیدی را در دست خود نگه دارد.

در واقع یک سادیسم روانی در ایالات متحده بوجود آمده که بر اساس آن آمریکایی ها امروزه ابزار تحریم را به عنوان سلاح کمری خود که هیچوقت نباید از دسترسشان دور باشد تلقی می کنند و می خواهند این سلاح دائم زیر بالش شان باشد تا هر لحظه بتوانند کشورهایی که با سیاست آنها همراه نیستند را تهدید کنند. آنها از این سلاح نه فقط بر علیه ایران بلکه بر علیه دیگر کشورها هم استفاده می نمایند.

همین رفتار آمریکایی ها منجر به آن شده که حتی کشورهای دیگری که امروزه شامل تحریم های ایالات متحده نمی باشند به فکر آینده نگری باشند و از بیم اینکه روزی دچار تحریم های آمریکا نشوند تشکیلاتی موازی بسازند که نمونه آن را می توان در اتحادیه بریکس و شانگهای و بانک بین المللی جدیدی که به موازات بانک جهانی تشکیل شده مشاهده می کنیم.

شاید تحریم های ایالات متحده و غرب امروزه ابزاری برای فشار بر ایران و دیگر کشورهای جهان باشد اما بزودی دیگر این ابزار از دست آنها خارج خواهد شد و در آن صورت دیگر ابزاری برای فشار غیر از ابزار نظامی نخواهند داشت، ابزاری که توانمندی و شرایط اقتصادی آنها اجازه استفاده از آن را به آنها نمی دهد. به هر حال رویارویی با ایران یا روسیه یا چین (که طبق تحلیل های سیاسی مقصد بعدی سیاست خارجی ایالات متحده می باشد) مثل رویارویی با طالبان در افغانستان یا صدام حسین در عراق نیست.

البته اوباما هم کاملا این مساله را درک می کند و قطعا تلاش دارد نمایندگان کنگره و سیاستمداران آمریکایی که هنوز به این سطح از درک نرسیده اند را نیز مجاب نماید و به همین دلیل هم به وقت بیشتری نیاز دارد. به همین دلیل است که وقتی همه تصور داشتند توافق هسته ای قبل از ۹ ژوئیه به امضا می رسد تا کنگره طی ۳۰ روز آن را بررسی کند هیات مذاکره کننده آمریکایی با رهنمود های آقای اوباما ترجیح داد از ۹ ژوئیه بگذرد تا اوباما وقت بیشتری برای مذاکره با نمایندگان کنگره داشته باشد.

به هر صورت امروزه آقای اوباما و آقای جان کری در مقابل تصمیم سخت و تاریخی ای قرار دارند. یا اینکه با توافق با ایران یک گردش بزرگ در سیاست خارجی ایالات متحده بوجود آورند و با همکاری با ایران تروریسم ای که امروزه جهان را تهدید می کند ریشه کن کنند و یا اینکه به روند رابطه خصومت بار خود با ایران  ادامه دهند وشاهد افزایش روز افزون روند نا امنی در کشورهای غربی ومیان شرکایشان باشند.

همین که ما شاهد آن هستیم که هیات های طرفین اصرار دارند مذاکرات را روز بروز ادامه دهند تا به نتیجه برسند مشخص است که یک اراده فیما بین طرفین برای حل این مساله وجود دارد ومی توانیم امیدوار باشیم که طرفین بزودی بتوانند به نتیجه برسند. حال برخی گریزهای رسانه ای از اینطرف و آنطرف هم برای تخلیه فشار رسانه ای است و هم برای فشار به طرف مقابل اما قطعا نشانه تصمیم برای فسخ مذاکرات نمی باشد.

به هر حال هم آمریکایی ها و هم ایرانی ها به این نتیجه رسیده اند که ساختار تحریم ها دیگر شکسته شده و ادامه این تحریم ها برای ایالات متحده و شرکایش دیگر غیر ممکن می باشد پس نباید فرصت را از دست بدهند و باید خودشان را از این وابستگی روحی و روانی به تحریم ها خلاص کنند و سعی کنند رابطه خود با دیگر کشورها را بر اساس منافع مشترک و نه با فشار و تهدید تنظیم کنند. ایران هم برای همین هدف به مذاکرات آمده.

کانال تلگرام پایگاه خبری عصر تبریز سامانه پیامکی عصر تبریز

اشتراک این خبر در :