تاریخ: ۱۰:۵۵ :: ۱۳۹۴/۰۳/۲۸
غمگین ترین حماسه ی تبریز

غمگین ترین حماسه ی تبریز:

۵۲۵۴۰۱_q40PQkJ8

عصر تبریز:

سی سال پیش، توی همین کوچه

زل زد به چشم های تر ات مادر

در گیر و دار رفتن و  ماندن تو…

اما شکسته در نظرت مادر

سی سال پیش، تو به پدر گفتی…

من می روم مواظب مادر باش

اما پدر فقط به تو این را گفت:

فرزند من! همیشه کبوتر باش

تو رفتی و شبیه کبوترها

پرواز سهم بال و پرت می شد

خمپاره ها به بال و پرت می خورد

تیر و گلوله همسفرت می شد

زخمی تر از همیشه به تو گفتند

باید به فکر چاره و درمان بود

اما تو با همان بدن زخمی

گفتی به فکر کشور ایران بود

گفتی که زخم سینه و بازویم

در راه عشق و دین و هدف هیچ است

باید گذشت از شب بی روزن

باید رهید از شب و از بن بست

گویا میان شاهرگ ات ای مرد!

بر جای خون، حماسه طپیدن داشت

مردانه سمت خون و خطر رفتی

می رفتی و نگاه تو دیدن داشت

در آخرین نگاه تو می دیدی

با عرشیان به سمت خدا رفتی

IMG_0108

تیری نشست روی گلوی تو

مانند یک پرنده، رها رفتی

سی سال بعد، کوچه ؛ همان کوچه

از عطر نام و یاد تو  لبریز است

سی سال بعد، مادر پیر تو

غمگین ترین حماسه ی تبریز است

۵۲۵۴۰۱_CDa7mArq

بی چفیه و پلاک و نشان هستی

گمنامی ات همیشه سزاوار است

ای معنی قداست و آزادی

مردان بی نشان چو تو بسیار است

ابراهیم قبله آرباطان

 

کانال تلگرام پایگاه خبری عصر تبریز

پاسخی بگذارید

سوال امنیتی * Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.

نظرات کاربران (۵)

  1. احمدی

    بسیار زیبا
    دست مریزاد استاد آرباطان

  2. حسینی

    گمنامی ات همیشه سزاوار است
    عالی

  3. مهدیه سادات زینالی

    مادر پیر تو

    غمگین ترین حماسه ی تبریز است

  4. منظر عبدی

    مردان بی نشان چو تو بسیار است
    عالیه
    دست استاد آرباطان درد نکنه

  5. شهاب داداری

    بی چفیه و پلاک و نشان هستی

    گمنامی ات همیشه سزاوار است

    ای معنی قداست و آزادی

    مردان بی نشان چو تو بسیار است

    ابراهیم قبله آرباطان